معناي سياسي رفراندم

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 
دسته: مقالات
بازدید: 1224

 در رابطه با طرح رفراندمي كه خانم مريم رجوي رئيس جمهور منتخب شوراي ملي مقاومت  داد ,يك بحث گسترده در ميان دوستان و هواداران  و منتقد ين خير خواه  مقاومت از يك سو و از سوي ديگر  دشمنان رنگ و وارنگ مقاومت  در راس همه آنها  جبهه متحد ارتجاع و مزدوران آن جريان يافته است

.

اشكالاتي كه به طرح رفراندم گرفته مي شود تا آنجايي كه من اطلاع دارم  بشرح   زير  مي باشد:

اين يك طرح بورژوازي  و براي خوشايند غرب داده شده است .  

اين طرح از روي ناچاري داده شده  چون خط ارتش آزاديبخش به بن بست رسيده است.

اين طرح كوتاه آمدن شوراي ملي مقاومت از خط سرنگوني قهر آميز رژيم است.

شوراي ملي مقاومت دارد استراتژي عوض مي كند و اين  مرحله اول آن در استراتژي سياسي كردن مقاومت است.

 نظرات ديگري هم وجود  دارد  ولي نظرات اصلي بيشتر حول همان چهار نظريه بالا مي باشد.

من به هيچ وجه قصد جواب دادن به اين نظرات را ندارم چون مسلماخود دبيرخانه شورا و اعضاي آن  مي بايستي به اين مهم اقدام نمايند .من نه عضو شورا هستم و نه سمتي  در تشكيلات  شورا دارم  لذا  اين نوشته بيشتر حول نظراتم در مورد اين طرح است .

بنظر  من طرح خانم رجوي  طرحي بغايت مترقي و هوشيارانه در شرايط فعلي  مي باشد  و نه تنها خصلت بورژوازي در ماهيت خود ندارد بلكه حكايت از هوشياري سياسي مقاومتي دارد كه با مارك و بر چسب آخوند پسند  تروريستي , قلدران جهان  امروز  مي خواهند آنرا خفه كنند .   بقولي آن خبرنگار زن انگليسي  هيچ سازماني سياسي در جهان و در تاريخ نبوده كه اينقدر تمامي    غرب بر عليه اش اقدام عملي كند  و حتي تنها ابر قدرت جهان  كه بطور معمول يك سازمان سياسي يك كشور جهان سوم نبايد زياد مسئله اش باشد, آنقدر  آنرا سالها زير تيغ ببرد  و نبرد آزاديبخش مردم ايران را بر عليه جانيان حاكم بر مهينشان را تروريست بنامند.

اساسا تمامي تلاش هاي سياسي شوراي ملي مقاومت  اين است كه كشور ها را نسبت به رژيم خنثي نگه دارد    ,” آري تو كه خيرت بما نمي رسد  پس شر نرسان!“ .

براي همه اين مشخص است كه با چماق تروريستي خواندن سازمان مجاهدين خلق ايران ( سازماني كه قريب 40 سال زير سركوب 2 رژيم شاه و شيخ تداوم داشت و اكنون به اذعان همه صاحب نظران اصلي ترين سازمان مقاومت ضد آخوندي محسوب مي شود) با توجه به تك قطبي شدن دنيا و اعمال قوانين تك ابر قدرت حتي  بشيوه نظامي  و تحولات بعد از 11 سپتامبر  كه چهره  جهان را عوض  نمود  قصد بر اين است كه مجاهدين را بر سر يك دو راهي قرار دهند ( مشخص است خود اين بر چسب اختراعي يهو در خط نزديكي با رژيم آخوندي  ابداع شده  وگرنه كه مجاهدين از سال 60 مقاومت قهر آميز داشتند  چرا يهو بعد از 16 سال  امريكا بفكر اين افتاد كه آنها را تروريست بنامد؟).

يا از منافع مردم  ايران كوتاه بيايد  و همسو با باد جهاني  نوكري پيشه  كند ...

و يا با چماق تروريستي  تشكيلات مجاهدين را يا از بين ببرند و يا در حالت خنثي و در گير با خود قرار دهند كه در تحولات آتي در ايران نتواند نقش اساسي بازي نمايد .

طرح رفراندم   شوراي ملي مقاومت  در بطن خود  اين پيام را دارد:

مگر شما نمي گوئيد مقاومت ايران  تروريست است و شما به  راه حل هاي سياسي نظر داريد ؟خوب بفرمائيد!  اگر راهي دمكراتيك را رژيم قبول دارد پس بيايد پاي رفراندم و اگر نه  پس منكه معتقد هستم به رفرندام و راه حل سياسي  و اين رژيم است كه آنرا قبول ندارد (  نطرات مختلف سران رژيم در دو گذ شته را مرور كنيد ) پس توپ تو زمين رژيم است چون مي داند اگر پاي آن بيايد بسرعت  با تنفري كه از آن است جارو مي شود   .

اساسا خود  رفراندم  پيشنهادي خانم رجوي سر يك موضوع بيشتر نيست ,  رژيم آخوندي آري يا نه؟ و مسلم است كه بعد از سرنگوني رژيم با رفراندم فرضي مجلس موسسان  بوجود خواهد آمد و زمينه براي آراي مستقيم و آزادانه  مردم براي تعين نوع حكومت و تصويب طرح اوليه قانون اساسي  از اولين وظايف مجلس موسسان خواهد بود .

 فراموش نكنيم راه حل قهر آميز را خود رژيم به مردم ايران  تحميل نموده   و آن در واقع در تمامي كشورها و حتي  در آئين مسيحي  نيز وقتي  مردم در شرايط ديكتاتوري قراردارند  مورد قبول است و چنان بود كه حضرت عيسي مسيح  مي فرمايد :« هركس جامه خود را بفروشد و شمشير بخرد »   و حتي در منشور جهاني حقوق بشر وقتي مردم تحت سركوب حكومت هاي ديكتاتوري قرار مي گيرند  حق مشروع مقاومت قهر آميز برسميت شناخته شده و يا   در قانون اساسي بعضي از كشورها و حتي خود امريكا نيز قيد گرديده است .

در واقع با طرح رفراندم  شوراي ملي مقاومت يك تهاجم سياسي در جهت خط سرنگوني  رژيم  در شرايط بين المللي  اخير  را پيش  مي برد  و اين وظيفه هر سازمان انقلابي است كه تاكتيك خود را با شرايط  سياسي روز منطبق سازد و اين اشكال را مي شود به شوراي ملي مقاومت گرفت كه چرا درست بعد از جريان تروريستي 11 سپتامبر  خود را هماهنگ نكرد ولي به هيچ وجه نمي شود به آن اشكال گرفت كه چرا  حالا مي كند .

ولي در رابطه با شرايط  ارتش آزاديبخش  ملي ايران ,  مشخصا شرايط خطيري  بوجود آمده است بنحوي كه تمامي خير خواهان مقاومت مردم ايران را نگران ساخته   ولي در رابطه با خط  و استراتژي  چيزي عوض نشده  چون هم رژيم همان رژيم سركوب گر است و در تماميت آن    به اين صورت مقاومت قهر آميز تنها راه ممكن  مقابله با آن است  و تا زماني كه  اين رابطه بين رژيم و مردم هست  اين خط مشروعيت دارد و تنها راه مقابله است مگر كسي  و يا جرياني  در مبارزه جدي نباشد و از مار بخواهد كبوتر سپيد بزايد ( اگر به مبارز بودن آن شك نداشته باشيم كه البته بعيد است ).

به اينصورت مي توان گفت در هر شرايطي كه پيش آيد خط ارتش آزاديبخش درست بوده و هست  و از طرف ديگر همه نيز خوب مي دانند  مقاومت ايران با اينكه در  خطير ترين وضعيت خود در 40 سال اخير خود قرار دارد ولي  راه ادامه خواهد داشت  .

پس چه در رابطه با تغئير استراتژي شوراي ملي مقاومت و چه در رابطه با خط ارتش آزديبخش  چيزي عوض نشده,  يعني شرايط و رابطه رژيم   با مردم نه تنها بهتر نشده بلكه بمراتب بدتر شده  پس حرف از تغئير استراتژي و كوتاه آمده از مقاومت قهر آميز و يا درستي  و يا نادرستي خط ارتش آزاديبخش  چيزي عوض نشده  كه شورا بر اساس آن بخواهد استراتژي عوض كند.

البته اين قابل فهم  است در شرايطي كه  رزمندگان ارتش با وضعيت بسيار حساس و خطير  روبرو هستند شورا فلش فعاليتش رو به اين شرايط باشد  و هر گونه توقع ديگر داشتن از آن غير واقعي و غير منصفانه است  .

 در اين شرايط بايد ديد كه چه مي توان كرد  ؟

بنظربنده حقير كه در 25 سال اخير جز به منافع مردمم  به چيز ديگري در كليت آن فكر نكرده و به كاري ديگري در تماميت  جز در همان راه نرفته ام , بايد بطور جدي  و محتوايي جبهه متشكله مقاومت را گسترده ساخت  و وقتي ظرف آن كه مرز هاي مشخص نه شيخ و نه شاه   كشيده شده باشد  ديگر همه در يك جبهه قرار مي گيرند  و شوراي ملي مقاومت بعنوان اصلي ترين سازمان و تشكل سياسي ضد رژيم آخوندي  بنوبه خود هم اعلام جبهه همبستگي نموده و هم با اعلام رفراندم راه را براي فعاليت گسترده در شرايط سياسي جهان امروز باز نموده است  . حال هر فرد و تشكل سياسي بايد نسبت به اين جبهه موضع گيري نمايد و به اينصورت زمينه شكل گرفتن واقعي جبهه گسترده  شكل مي گيرد.

آري بحث روز بنظر من نبايد رو به گذشته باشد  بلكه با داشتن آن 2 مرز سرخ شاه و شيخ   اكنون شرايط اتحاد عملي گسترده را طلب مي كند